تبليغاتX
طومار شرزین - نویسنده بر فردیت خود ایستاده است

نویسنده بر فردیت خود می ایستد واگر تشخصی به دست می آورد درسایه ی همین فردیت است . توجه کنید که اگر نویسنده ای مطلبی در مجله ای چاپ کند به آسانی ـ حتا اگر از نام مستعار استفاده کرده باشد ـ قابل ردیابی وشناخت است . به عبارت دیگر جدای از شخصیت ادبی نویسنده که با دیگر آثارش به کمال می رسد ، شخصیت حقیقی نویسنده هم قابل درک وشناسایی ست .

اما جهان مجازی چنین نیست .جهان اینترنت شاخص جهان نسبی ست وهیچ قطعیتی در آن نمی توان یافت .به بیان دیگر نویسنده را نمی توان در پس نوشته اش ایستاده دید واورا رویت کرد .نویسنده ی مطلب جهان مجازی ممکن است همسایه ی دیوار به دیوار ما باشد اما به دلیل استفاده از نام مجازی ، شخصیتی مجازی برای خود ایجاد می کند وجالب این که همین شخصیت مجازی در نوشته های بعدی غیر قابل تعقیب است وهر نوشته ،شخصیتی منحصر به خود ایجاد می کند وبسیار بدیهی ست که استفاده از نام مستعار در مجلات وجهان مجازی باهم تفاوت دارد چه آن که در مجله حداقل یک نفر می داند پشت این نام مستعار که ایستاده است .

می دانیم که تعدد مدیوم ها متناظر گستردگی حرف واحساس انسانی ، این امکان را به آفرینشگر می دهد که از بین این همه ظرف بهترین را برای بیان حس یا ایده ی خود انتخاب کند .

بعد از آنی که عکاسی اختراع شد ،عکاس ها دوربین را در خدمت ثبت وضبط همان تصاویری قرار دادند که پیش از این سوژه ی نقاشی به شمار می آمد . یعنی ذهن عکاس از یک سو هنوز با مدیوم جدید هماهنگ نشده واز امکانات وسیع آن بی اطلاع بود واز سوی دیگر همین ذهن تحت تاثیر نقاشی قرار داشت و به این دلیل کیفیت بصری نقاشی در عکس ها حلول می کرد . باید زمان می گذشت ـ چنان که گذشت ـ تا عکاس بتواند کاملن بر ابزار بیانی جدید مسلط شود واثری منحصر به هنر عکاسی خلق کند که با دیگر مدیوم های هنری واز جمله نقاشی قابل طرح نباشد .

 نویسنده ی امروز با ذهنی آموخته از شکل اثرگذاری مجلات ،در وبلاگ ها می نویسد اما نتیجه ای که حاصل می شود با انتظار او متفاوت است .در این بین کسانی  موفق بوده اند که به درستی ظرف وبلاگ را شناخته وآن را درخدمت بیان حرف هایی قرارداده اند که به زبانی دیگر قابل بیان نبوده است .

اما ادبیات چه ؟ می بینیم ادبیات در سه کنج عدم حضور مجلات جدی وسیاست های چاپ ونشر و وبلاگ گیر افتاده است . وقتی اثری نوشته می شود ـ اثر ادبی ـ وقتی داستانی نوشته می شود ، برای نویسنده هیچ چیز خوشایندتر از آن نیست که اثرش را عرضه کند اما کجا ؟ باور کنید که تصمیم تلخی خواهد بود که از این جهان مجازی برای عرضه ی داستان کمک بگیرد . آن وقت نویسنده ای اقرار می کند فلان داستانم در فلان سایت عرضه شد وفلان قدر بازدید داشت وبهمان قدر نظر داده بودند واضافه می کند البته هفده مورد را خودم با اسامی ساختگی نظر داده بودم .منظورم از عدم قطعیت جهان مجازی همین است . با این سوال مطلب روشن تر می شود : از میان خیل عظیم نویسنده های وبلاگ کدام نویسنده توانسته پنج درصد مقبولیتی را که نویسنده ای با ارئه ی اثرش در مجلات به دست می آورد ، کسب کند ؟ هنوز هم که هنوز است اگر تشخصی در نویسنده های صاحب وبلاگ دیده می شود ، تشخصی ست که نویسنده از پیش  اندوخته بوده ، یعنی زمانی که با همان مجلات اخ و تف به دیگران معرفی می شده است .

وبلاگ ظرف هرچه که باشد ،ظرف ادبیات داستانی وشعر ورمان نیست . کسانی که به من خرده گرفته ومرا کوته فکر دانسته اند ، خودشان چند داستان روی کاغذ خوانده اند ؟ چند داستان توی وبلاگ ودر این میان از کدام یک بیشتر آموخته اند وکدام یک بیشتر اثر گذار بوده ؟ گمان می کنم حرف آن دوست  جالب باشد که می گفت داریم سعی می کنیم تا ببینیم با وبلاگ چه می توان گفت . حرف خوبی ست اما دوستان خوب من مواظب باشید در غیبت مجلات جدی ادبی ، این ته مانده ی ادبی هم از دست نرود که تاثیر جهان مجازی بر داستان وشعر امروز به راحتی قابل درک است .

نوشته شده توسط مرتضا خبازیان زاده(م.ایلنان) در ساعت 0:3 | لینک  |